صعود محیط بانان لرستان ،نورآباد به قله گرین
تیم 7 نفره و همیشه نستوه محیط زیست شهرستان نورآباد به مناسبت ولادت امام رضا (ع) قله 3600 متری گرین را به سرپرستی آقای رامین رحمتی صعود کردند.
تیم 7 نفره و همیشه نستوه محیط زیست شهرستان نورآباد به مناسبت ولادت امام رضا (ع) قله 3600 متری گرین را به سرپرستی آقای رامین رحمتی صعود کردند.
امروز نه آغاز و نه انجام جهان است/ ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است ... دردا و دریغا که در این بازی خونین ... بازیچه ایام دل آدمیان است! ... هوشنگ ابتهاج
کوه نوشت
22 الی 27 شهریور کلاردشت رودبارک مربیگری درجه 3 کوهپیمایی به اتفاق آقایان مسعود شعبان از بروجرد و حسین کرم الهی و محمد بوالحسنی و خودم در دوره بودیم...

از راست به چپ، بوالحسنی ، رحمتی ، شعبان ، کرم الهی

به سمت جنگل

دوستان در حال کارگاه زدن

نمایی از کلاردشت

فرودها و حمایت ها

جنگل

جنگل و مدرسین دوره

تولد ۵۰ سالگی آقای استیکی

اینم دوستان گلم از استانهای مختلف
کلیپهای آقای صمدی مابین صحبتها و حرفهای جدی و...جالب بود؛و چیزه ،گفتن های آقای ناژدکی پیر کوهستان ، خنده های پر معنی وزیر سبیلی جناب مبارکی ؛ صحبتهای قشنگ و بسیار ریز آقای بیاتی و در آخر ارتباط عالی بر قرار کردن و عاطفی بودن جناب صدری اجازه کسل کنندگی رو از بچه ها گرفته بود ،دوره بسیار مفید و عالی بود و جای تشکر دارد از کلیه عوامل اجرایی .......؛ با ۵۴ نفر دیگه ازهمنوردانم در سراسر ایران آسنا شدم...
از صلح میگویند یا از جنگ میخوانند؟! / دیوانهها آواز بیآهنگ میخوانند! ... گاهی قناریها اگر در باغ هم باشند/ مانند مرغان قفس دلتنگ میخوانند! ... کنج قفس میمیرم و این خلق بازرگان/ چون قصهها مرگ مرا نیرنگ میدانند! ... سنگم به بدنامی زنند اکنون ولی روزی / نام مرا با اشک روی سنگ میخوانند! ... این ماهی افتاده در تنگ تماشا را / پس کی به آن دریای آبیرنگ میخوانند! ...
شعری از فاضل نظری
کوه نوشت

جناب آقای عزت اله فردین درگذشت مادر خانم تان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده برای آن مرحومه غفران الهی و تسلی خاطر بازماندگان را خواستاریم.
این چند روزچند برنامه بودیم ولی باعث نمیشه یادی نکنیم از بزرگ مرد تاریخ کوهنوردی ایران..؛ 7 سپتامبر سال 2003 (16شهریورسال 1382) محمداوراز فاتح راکاپوشی,اورست,چوآیو,شیشاپانگما,ماکالو و لوتسه در اثرحادثه ریزش بهمن در گاشربروم یک در سن 33 سالگی جان سپرد, یادش جاودانه

تاريخ و محل تولد : شهريور 1348 ، نقده - آذربايجان غربي
وضعيت تاهل : مجرد
آغاز کوهنوردي : 1367
آخرين مدرک تحصيلي : کارشناسي تربيت بدني ، دانشگاه اروميه - 1379
تاريخ و محل وفات : 16 شهريور 1382 ، بيمارستان شفاي پاکستان
علت مرگ : جراحات ناشي از حادثه سقوط از ارتفاع 7900 متري بر اثر ريزش بهمن در هنگام صعود قله گاشربروم 1
1376 - صعود قله راکاپوشي (7788 متر) ، پاکستان
1377 - صعود قله اورست (8849 متر) بلندترين قله دنيا ، هيمالياي نپال
1379 - صعود قله چوايو (8201 متر) ششمين قله بلند دنيا ، هيمالياي تبت - بدون استفاده از کپسول اکسيژن
1379 - صعود قله شيشاپانگما (8036 متر) سيزدهمين قله بلند دنيا ، هيمالياي تبت - بدون استفاده از کپسول اکسيژن
1380 - صعود قله ماکالو (8463 متر) پنجمين قله بلند دنيا ، هيمالياي نپال - بدون استفاده از کپسول اکسيژن
1380 - صعود قله آرارات (5165 متر) ، ترکيه
1381 - صعود قله لوتسه (8511 متر) چهارمين قله بلند دنيا ، هيمالياي نپال - بدون استفاده از کپسول اکسيژن
1382 - صعود تا ارتفاع 7900 متري قله گاشربروم 1 (8064 متر) يازدهمين قله بلند دنيا ، هيمالياي پاکستان - محمد اوراز و مقبل هنرپژوه در ارتفاع 7900 متري بر اثر ريزش بهمن تا ارتفاع 7300 متري سقوط کردند. در اين حادثه مقبل هنرپژوه سالم ماند ولي اوراز بعد از انتقال به بيمارستان و پس از گذشت 20 روز درگذشت.
1377 - نخستين فرد مسلمان صعودکننده به قله اورست (در اين صعود سه ايراني مسلمان ديگر نيز همراه با اوراز موفق به صعود اورست شدند).
1378 - اخذ مدرک مربيگري درجه يک از فدراسيون کوهنوردي جمهوري اسلامي ايران
1378 - شرکت در دوره بين المللي صعود مسير هاي دشوار ، فرانسه
1378 - شرکت در دوره بين المللي رهبري گروه ، فرانسه
1380 - مرد سال کوهنوردي ايران
1381 - مرد سال کوهنوردي ايران
روحش شاد و یادش گرامی باد
از مدتها قبل قرار شد به اتفاق پسر عمو و همسرشان بریم دریاچه گهر که بلاخره جور شد بریم.خودم هم خیلی دوست داشتم چون خانم بنده تقریبا ۳ سال از کوه دور بود،تولد دانیال قبل و بعدش....

دانیال در وسط پنبه کار

در حال آماده کردن صبحانه (چزنک روغن) یا چورک که دوستان در این زمینه تبهر خاصی داشتند،واقعا برنامه هایی که در قالب گروه نیست حال وهوای خاص خودش رو داره ...چون زمان و مقررات خاصی نیست..؛ولی گروه یه کوچولو مقرراتش دست و پا گیره و در جای خودش ارزش داره اگر نباشه نمیشه...

گردشی در دریاچه

کلی به آقا دانیال خوش گذشت ،ومن خوشحال

آقا دانیال در حال برگشت از پنبه کار
کوهزدگی مشکلی است که نه تنها برای کوهنوردان، بلکه برای افرادی که به ارتفاعات سفر میکنند نیز مشکلاتی همچون خستهگی و سرگیجه ایجاد میکند. محققان تلاش میکنند تا بدون درمان بر این مشکلات غلبه کنند اما گاهی اوقات مصرف قرص اجتناب ناپذیر است.
تحقیقات انجام شده در دانشگاه استمفوردبریج:
نشان داده است که بعضی از داروهای بدون نسخه میتوانند مشکل ارتفاع زدگی را در ورزشکاران برطرف کنند. جزئیات این تحقیق در "تاریخچه پزشکی فوری" چاپ شده است.
دکتر گرانت لیپمن میگوید که کوهزدگی با سر درد، خستهگی، سرگیجه، حالت تهوع و کم اشتهایی همراه است. تحقیقات اخیر وی سعی در این دارد تا راهی برای جلوگیری از این مشکل پیدا کند. ایبوپروفن داروی بدن نسخه ای است که برای جلوگیری از تورم و به عنوان مسکن استفاده میشود. ورزشکاران به دلیل ضد تورم بدون این دارو با آن آشنا هستند.
در مطالعات دکتر لیپمن 86 مرد و زن ورزشکار مورد بررسی قرار گرفتند. کوهزدگی مشکل اساسی برای کوه نوردان است. کوهزدگی باعث ایجاد مشکلات طولانی مدت میشود و تورم مغزی نیز ایجاد میکند.
لیپمن میگوید: ایبوپروفن راهی برای جلوگیری از کوهزدگی است و میتواند به ده ها میلیون نفر که هر ساله به ارتفاعات سفر میکنند کمک کند. افراد مورد بررسی در تحقیقات به ارتفاعات رفتند وهر روز میزان ایبوپروفن مصرف کردند، بررسیها نشان داد که در 69 درصد موارد علائم کوهزدگی کاهش یافته است. هنوز کاملا مشخص نیست که چرا کوه زدگی ایجاد میشود، تنها دلیلی که برای آن مطرح است، کمبود هوا و اکسیژن کافی است.
داروهایی برای کوه زدگی وجود دارند مانند دکستامتازون و استازولامید که عوارض زیادی دارند، دکستامتازون باعث بالا رفتن قند خون، هذیانگویی، افسردگی و بیخوابی میشود، استازولامید باعث ایجاد حالت تهوع، سرگیجه و خستگی میشود که بیشتر شبیه همان کوه زدگی است.
لیپمن میگوید : ایبوپروفن دارویی است که راحت قابل دسترسی است. ایبوپروفن اگر شش ساعت قبل از صعود خورده شود، موثر خواهد بود، در حالی که استازولامید را باید از یک روز قبل مصرف کرد. البته مصرف بیش از حد ایبوپروفن نیز مناسب نیست زیرا باعث مشکلات گوارشی و کلیه میشود.
با تشکر از :باشگاه کوهنوردی آوا - شیراز خانم شنیتی

نیما یوشیج خوب گفته که پسرم:!یک بهار،یک تابستان،یک پاییز،یک زمستان را دیدی! از این پس همه چیز جهان تکراریست جز مهربانی و عشق...
توسط کوهنوردان با تجربهی یکی از باشگاههای تهران:
سادهانگاری صعود به «دماوند» در «تابستان» حادثه آفرین شد!

یک تیم کوهنوردی از کوهنوردان باتجربه تهرانی و از یکی از باشگاههای فعال استان تهران هفته گذشته در دماوند دچار حادثه گردید که خوشبختانه بدون بروز مشکل جدی نفرات جان سالم بدر بردند.
این تیم ۵ نفره که روز پنجشنبه گذشته قصد صعود قله دماوند را داشتند بدلیل بی توجهی به شرایط متغییر کوهستان و حضور در ارتفاع بالا و هوای نامساعد در ارتفاع ۵۰۰۰متری دماوند مسیر برگشت جنوبی را گم کرده و به دره یخار منحرف شده و مجبور به بیواک کردن در ارتفاع ۵۴۰۰ متری دماوند و در مسیر گنبدهای یخی دره یخار می شوند.
گویا تیم مذکور صعود دماوند در فصل تابستان را ساده دبده و با همراه نداشتن غذا و آب کافی و زمانبندی نامناسب و ساعت حرکت نامناسب از بارگاه سوم که در ساعت ۸:۳۰ صبح پنجشبه ۷ شهریور آغاز نموده بودند حدود ساعت ۱۵ به قله رسیده و در عرض چند ثانیه با هوای متغییر و بارش سنگین برف در قله مواجه می شوند و در مسیر برگشت به ارتفاعات یخار منحرف می گردند.
اعضای تیم بعد از بیواکی توان فرسا و در شرایط هوای بسیار نامناسب در بین سنگهای دره یخار بیواک می نمایند و روز جمعه با درخواست امداد هلیکوپتر و اعلام عدم توانایی در برگشت هلیکوپتر امداد نیز به منطقه پرواز می نماید ولی بدلیل ارتفاع بالای کوهنوردان امکان امداد رسانی مهیا نشده و خود کوهنوردان با تراورس در صبح روز جمعه و با یافتن مسیر به پایین برمیگردند.
بی توجهی و ساده انگاشتن صعود حتی در فصل تابستان می تواند حوادث جبران ناپذیزی برای کوهنوردان حتی باتجریه ایجاد کند که در حادثه فوق به خیر میگذرد. بیواک کردن در ارتفاع بالا و نداشتن تجهیزات مناسب در این برنامه متاسفانه باعث سزمازدگی یکی از کوهنوردان و شرایط جسمی نامناسب گردیده که با مراقبت های لازم و مشاورههای پزشکی انشاء الله برطرف خواهد شد.
باتشکر از کوه نیوز

طی اخبار واصله متاسفانه کیوان زادخوش مربی کوهپیمایی استان در هفته گذشته حین پرواز با پاراگلایدر در اطراف خرم آباد در ناحیه لگن و دست دچار آسیب دیدگی شد و هم اکنون در بیمارستان سینای تهران بستری میباشد که برای این عزیز آرزوی سلامت داریم.
امیدواریم هر چه سریعتر سلامتی خود را بدست آورند.
از وب سایت عظیم قیچی ساز/ عظيم قيچي ساز بامداد 10 شهريور تهران را ترک کرده و عصر همان روز به کاتماندو رسيد. وي روز گذشته را (12 شهريور) به تهيه کسري مواد غذايي مورد نياز براي سفر به تبت و ديدار دوستان گذراند.

عظيم قيچي ساز امروز با شرکت طرف قرارداد (َAsian Trek) و همچنين اعضا تيم ملاقات کرد. تيم چوايو متشکل از 5 نفر از کشورهاي استراليا، اسپانيا، گرجستان، آمريکا و ايران است. قيچي ساز قصد دارد در صورت اخذ ويزا (عصر امروز مشخص خواهد شد) فردا (13 شهريور) به همراه تيم به سمت مرز تبت حرکت کند.
قیچی ساز با فتح سه قله ˈلوتسهˈ، ˈچوآیوˈ و ˈشیشاپانگماˈ نام خود را به عنوان اولین کوهنورد ایرانی در باشگاه 14 تایی های دنیا ثبت خواهد کرد.این کوهنورد تبریزی تاکنون موفق به فتح قله های اورست در سال 2005، برودپیک در سال 2008، دائولاگیری و نانگاپاربات در 2010، کانچن چونگا، گاشربروم یک و دو در 2011، آناپورنا و کی 2 در سال 2012 و ماناسلو در 2013 شده است.عظیم قیچی ساز در این صعود به برنامه زیری 30 الی 40 روزه نیاز دارد. عظیم قیچی ساز کوهنورد جوان تبریزی که پیش از این 11 قله بالای هشت هزار متری جهان را فتح کرده بود که آخرین بار فتح قله ۸۴۶۳ متری (ماکالو) معروف به (هیولای سیاه) پنجمین قله مرتفع جهان بود تا رکورد خود را به 11 قله رساند
Azim left Tehran and arrived to Kathmandu on first of September. He completed his expedition food supply and visited his friends in Kathmandu today.
Also Azim met the expedition organizers, the Asian Trek, and other team members. Chu Oyo team is made up from five climbers who are from Australia, Spain, Georgia, USA and Iran. If granted the visa, Azim Gheichisaz will leave Kathmandu towards the Tibetan border on 4th of September.
++++++++++++++++++++++++++++++++++
پی نوشت: برای عظیم قیچی ساز عزیز در تلاش خود برای صعود قله "چو آیو" آرزوی موفقیت و سلامتی داریم و امیدواریم این کوه نورد بزرگ کشورمان در دوازدهمین تلاش خود بر روی قلل هشت هزار متری موفق باشند.
گزارش صعود به قله قاش مستان 4450 متر در تاریخ ۷و۸و۹و۱۰/۶/۹۲
دنا
چنین گویند که کیخسرو سروشی آسمانی بشنید و تاج و تخت شاهی را رها نمود ، یاران و پیروان خود را در مکانی به نام تل خسرو( مکانی در جنوب یاسوج) جمع می نمایدو مطلب را با ایشان در میان میگذارد. با وجود مخالفت شدید آنان وی پادشاهی را به لهراسب واگذار می کند و از یاران خود می خواهد که وی را ترک گویند.علی رغم گوشزد های کیخسرو که فقط کسانی که از فر ایزدی برخوردار می باشند می توانند این راه را طی کنند وگرنه نابود خواهند شد. سی سوار ستبر و رشید از جمله بیژن از این خواسته سرباز می زنند و به همراه او راهی منطقه ای می شوند که امروز به یاد این سی پهلوان سی سخت نامیده می شود..
در بین راه این سی پهلوان گرفتار برف و بوران شده و ناپدید می گردند و آخرین آنها نیز بیژن بود که نزدیک گردنه ای که امروز به نام گردنه بیژن خوانده می شود ناپدید می گردد.بعد از مرگ بیژن کیخسرو در چشمه ای به نام شوکونم ( چو کونم) در شمال دنا خود را تطهیر می کند و بر روی سنگ بزرگی به نام برد شاه ( برد=سنگ) به عبادت می ایستدو پس از آن با ورود به غاری که امروزه به غار کیخسرو مشهور است و در منطقه ای که منطقه آسمانی نام دارد و در نزدیکی روستای خفر قرار گرفته از دیده ها ناپدید میگردد. اهالی آن منطقه معتقدندکه کیخسرو نمرده و روزی باز خواهد گشت.
همانطور که میبینیم دنا کوهستانی است که با افسانه ها و تاریخ ایران گره خورده و جای جای آن یاد آور حماسه ها و دلیر مرد یهای پهلوانان این مرز و بوم می باشد.
خط الراس دنا که شامل بلندترین قله های رشته کوه زاگرس می باشد به طول 70 کیلومتر از گردنه میمند شروع و به گردنه بیژن ختم می شود و بلندترین قله آن قله قاش مستان یا بیژن 3 نام دارد.
رشتهكوه دنا بهعنوان رفيعترين قلههاي زاگرس به طول حدود 90 كيلومتر مربع مطرح است و منطقهي كوهخيز ايران از لحاظ كوههاي با ارتفاع بالاي چهارهزار متر، پس از منطقهي تخت سليمان و علمكوه در كشور است و قلهي قاشمستان (بيژن 3) دنا با ارتفاع 4435 متر بلندترين رشتهكوه زاگرس بهشمار ميرود. كوه دنا 47 قلهي بالاي چهارهزار متر دارد كه قاشمستان يا (بيژن 3) بلندترين و گل فرهاد با ارتفاع چهارهزار و 40 متر كوتاهترين قلهي اين كوه است. رشته کوه های دنا شامل : قلل بیزن 1 ، بیژن 2 ، بیژن 3 ، حوض دال ، مورگل ، قبله ، و ..... و یخچال های آن ازطویل ترین یخچال های طیعی در ایران می باشد.

غار کیخسرو در میان کوه بالای روستای خفر دیده میشود.
پنج شنبه ۷/۶/139۲ برای صعود به قله قاش مستان یا ( بیژن 3 ) ، مرتفع ترین قله رشته کوه های دنا به ارتفاع حدود 4450 متر ، حرکت خود را از خرم آباد ۱۴صبح با دو ستگاه مینی بوس بسمت اصفهان - شهرضا - سمیرم - روستای خفر ، آغاز کردیم شب را پارک ملت به صبح میرسانیم.

ابتدای روستا خفر
جمعه ۸/۶/۱۳۹۲صبح ساعت ۶ پس از صبحانه ادامه و ساعت ۱۳،به روستای خفر رسیدیم ،روستائی كوهستانی که در 200 کیلومتری جنوب اصفهان، در منطقهی پادنا قراردارد ، ساعت 6 بعدازظهر از روستای خفر(ارتفاع 2300) به سمت پناهگاه (ارتفاع 3000) حركت كردیم و از داخل روستای زیبای خفر و سپس عبور از گذرگاه طولانی مابین باغات سیب به سمت جان پناه راه را ادامه داده و ساعت ۱۹:۳۰در جانپناه که نسبتا کوچک بود ، اطراق کردیم . جانپناه یک نیمطبقهی دوم چوبی نیز داشت ، در فاصله کمی در مسیر بالای جان پناه ، جویباری کوچک حاصل ازذوب یخچال ها وجود داشت که میتوانستیم آب شربمان را از آنجا تهیه کنیم; آب حاصل از ذوب یخچال ها ، کاملا شفاف نیست ولی عموما بوسیله دوستان و اهالی روستای خفر مورد استفاده قرار میگیرد . ظاهرا زمین ها در بعضی قسمت ها حاوی گچ است که شاید شفاف نبودن آب ، قسمتی هم به خاطر آن باشد .شب آرام و نسبتا سردی را طی کردیم.

خانه کوهنورد برج آسمان روستای خفر
شنبه ۹/۶/۱۳۹۲ساعت 6 صبح حرکت به سمت قله قاش مستان را با امید به خداوند شروع کردیم ،در طول مسیر رفت و برگشت ، گروه دیگری را در منطقه مشاهده نکردیم و بالاخره در ساعت ۱۳:۴۵ بر فراز قله ی زیبای قاش مستان بودیم ...بسیار زیبا...، جایتان خالی... فاصله پناهگاه تا قله تقریبا 5 كیلومتر است كه شیب زیادی دارد و در طول مسیر چند یخچال دائمی وجود دارد. پس از دیدن مناظر استان كهگلویه از قله و گرفتن عکس یادگاری به سمت پناهگاه فرود آمدیم و ساعت ۱۹ بعد از ظهربه جانپناه رسیدیم و بعد از خوردن غذا و کمی استراحت در ساعت ۲۰بسمت روستای خفر حرکت کردیم و ساعت ۲۱:۳۰ وارد روستا شدیم .شب در خانه کوهنورد برج آسمان سپری میکنیم.

بر فراز قله
یکشنبه ۱۰/۶/139۲ساعت 6 صبح ، به سمت سمیرم جهت بازدید از آبشار زیبای سمیرم حرکت می کنیم، پس از دیدن آبشار همه ی گروه در سلامت به خرم آباد حرکت کردیم.

آبشار زیبای سمیرم

از آقا سعید بخاطر فداکاری که انجام داد بسیار سپاسگزارم.
عکس ها ادامه دارد در روزهای آینده ،عکس های فوق با گوشی همراه گرفته شده...
این برنامه هزار نکته از جمله، فداکاری،اخلاق،گذشت و...داشت که یادآوری بعضی از آنها خالی از لطف نیست ولی ارزش هر انسان به حرفهایی است که برای نگفتن دارد /یا حق.
تعداد شرکت کننده: ۳۰نفر
نفرات صعود کننده به قله:۲۷ نفر
در نهایت بایستی تشکری داشته باشیم مخصوص از پیشکسوتان آقایان جعفری،حیدری،دانشفرو امیدوارم درس مان را خوب پس داده باشیم...
باتشکر از خط عشق

"کوهستان همانند استادیوم ورزشی نیست که به خاطر موفقیتم به ارضاء بلندپروازی هایم بپردازم، آنها همانند کلیساهای جامع مکان های مقدسی هستند که فرایض دینی ام را به جا می آورم."
Anatoli Boukreev
نه هرکه چهره بر افروخت دلبری داند نه هرکه آینه سازد سکندری داند
نه هر که کله کج نهاد و تند نشست کلاهداری و آئین سروری داند
هزار نکته باریکتر زمو اینجاست نه هر که سر بتراشد قلندری داند
دوستان،همنوردان!بیایید برای هر کسی که به کوه قدم می گذارد وبه کوه می رود ،کلمه «کوهنورد» را به کار نبریم.
کوهنورد کسی است که آگاهانه و با دانش و بینش و هدفمند به کوهستان وارد می شود و بر می گردد.
می داند،دارد چه کار می کند وبرای سرما،گرما،شب مانی و درجه سختی مسیر و راز بقا در کوهستان برنامه دارد و آموزش دیده و در هر شرایط و آب و هوایی خودش را آماده و زنده نگه می دارد.
افراد ناوارد و غیر کوهنورد،در ایام و فصول خوش و خرم به کوه می روند و چهره زمستانی کوهستان را از نزدیک کاملا" لمس نکرده اند.تمام انرژی خودشان را مصرف می کنند تا به آن بالا برسند و وقتی که به ارتفاع بالا و امکاناتی که آنجا هست (از نظر پناهگاه و جان پناه)می رسند،کاملا" خسته و تخلیه شده اند چون در بین راه سردشان بوده و زیاد هم نتوانسته اند استراحت بکنند و التهاب داشته اند که تا تاریک نشده و روز به اتمام نرسیده خودشان را به جان پناه و به قولی محل امنی برسانند و شاید تغذیه مناسبی هم نداشته اند و کم نوشیدن و نبودن آب هم مزید بر علت شده است .بنا به این دلایل، زیاد هوشیار نیستند ،تجربه و سرپرستی هم ندارند،اکثرا" جوان و هم سن و سال هستند و از یکدیگر حرف شنوی ندارند،این است که تا به آنجا می رسند بدون این که چیزی بخورند و انرژی مصرفی را تامین کنند و خود را گرم کنند و جانی بگیرند،بی حال و خسته و یخ زده گوشه ای از پناهگاه و جان پناه می افتند.به خیال خودشان دیگر تمام شد و فکر می کنند دیگر نجات یافته اند،غافل از اینکه تازه تراژدی و چهره دیگر کوه،شب،سرما و بی حرکتی خودش را نشان می دهد...
چون از قبل سازماندهی و پیش بینی ندارند به علت خستگی مفرط ممکن است بدون اینکه حتی کوله کوچک خود را باز کنند ،خوابشان ببرد . در این زمان ممکن است به خواب مرگ دچار شوند یا به علت بی حرکتی سرما زده بشوند و وقتی اقدام کنند که دیگر سرما در بدنشان رسوخ کرده وگرنه یک شب را با نرمش ، حرکت و تغذیه هر چند اندک و از دست ندادن روحیه می شود در سرپناهی صبح کرد و زنده ماند.
کسی که کلاس و دوره شب مانی و زندگی در شرایط سخت و صعودهای زمستانه(فصل سرد)را ندارد،چه بهتر که حد و اندازه و درجه کار خودش را بداند و در کوهپایه ها بماند و یا هم چنان در فصول گرم کوهپیمایی کند،یا اینکه با گروههای کوهنوردی همراه شود و برای خودش و دیگران دردسر درست نکند.
همچنانکه برای سنگ نوردی درجه سختی مسیر داریم ،کوهپیمایی و صعود به ارتفاعات هم برای خودش درجه بندی و رده کاری دارد.افراد باید حد و توان و امکانات خود را در نظر بگیرند ومتناسب با آن برنامه اجرا کنند.نه اینکه اول برنامه بگذارند و بعد در وسط کار یا نیمه راه و یا نیمه شب مشخص شود که این برنامه و این مسیر برای آنها سخت است و گیر افتاده اند ،دردسر درست شود و مشکلات پشت سر هم ردیف بشود و اتفاقات ناگوار هم پیش بیاید و «خبرها هم داغ بشود و بنویسند و پخش کنند که چند نفر کوهنورد اینچنین و آنچنان شده اند ، این از انصاف به دور است و به کوهنوردان و زحمات و برنا مه ریزی های آنها توهین می شود.»
همه را به یک چشم دیدن و قضاوت کردن،عدالت و انصاف نیست و به این رشته ورزشی و جذابیت های آن ضربه وارد می کند.
امید است که همیشه، اتفاقات و سوانح،این گونه که چندین مورد داشتیم ،به خیر و خوشی بگذرد ولی بحث بر سر این فرد و آن فرد و این شهر و آن دیار نیست.افرادی که در این گونه مخمصه ها قرار می گیرند،افرادی که برایشان اتفاقهای پیش بینی شده رخ می دهد،عاشق و علاقمند هستند و پای در کوه گذاشته اند،ولی شناخت نداشته اند،همین.
بحث بر سر پخش کردن خبرهایی است که در آنها نوشته می شود:«چند نفر کوهنورد0000000»و همه وبلاگ ها و سایت ها هم می زنند بدون اینکه پی جو شوند که چه بود و چه شد؟!فقط برای بعضی ها خوب است که بحران سازی کنند.
یاد دارم چندین سال پیش سرقتی در محلی و مغازه ای در شهری صورت گرفته بود و وسیله کوهنوردی در محل سرقت جا مانده بود، روزنامه های آن زمان نوشته بودند گویا دزدان و سارقان کوهنورد بوده اند. جامعه کوهنوردی آن زمان شدیدا" به این نوشته اعتراض کردند که چرا کلمه «کوهنورد»به کار رفته است،هر کسی می تواند طناب داشته باشد و با آن حتی خودش را حلق آویز کند،یا دیگری را خفه کند،یا با تبر و چکش یخ کسی را بکشد،این که دلیل نمی شود که حتما" کوهنورد باشد.با تجمع کوهنوردان و به احترام آنها مطلب، اصلاح و عذر خواهی هم شد000
چرا نسبت به این مسائل بی تفاوت شده ایم؟!
چرا خبرها منابع موثقی ندارند !؟و چرا خبرهای ورزشی که باید توسط خبرنگاری خبره و آگاه به مسائل فنی و تخصصی اعلام شود را افراد معمولی اعلام می کنند؟!آن هم با جملات وکلمات غلط و شبهه بر انگیز و خبرساز، و شایعه پراکنی و به دنبال آن ضربه زدن به یک رشته ورزشی و فراهم کردن بستر فرار از ورزش و ..... و مخدوش کردن مسئله برای اینکه کسانی که مسئولند از زیر بار مسئولیت فرار کنند. و هو و جنجال راه انداختن ،بخاطر اینکه صورت مسئله پاک شود و اصل مطلب از یادها برود و فقط کارهایی که انجام گرفته و وظیفه است به رخ بکشند و آمار بدهند! سالها اشخاص و تشکیلاتی برای اینگونه مواقع تربیت شده اند و برایشان هزینه شده و دوره دیده اند و سازمانی و.... به نام های مختلف ایجاد و تعریف شده اند برای همین روزها.پس اصل ،تخصص است در هر زمینه که باید چاشنی آن وجدان،ایمان،انسانیت و معرفت و...هم باشد.حالا می خواهد خبرنگار باشد،امدادگر باشدو....
باتشکر از استادعیوضی ، آلتای
«کوهنوردی» و قانون «ساعت ۱۴» !
عدم رعایت = فاجعه!

نمیدانم آیا تا به حال نام قانون ساعت ۱۴ به گوشتان خورده است یا نه؟!
اینهم جزو قوانین نانوشته کوه و کوهنوردی است و مانند بسیاری از قوانین مشابه عمل کردن یا نکردن به آن وابسته به خود کوهنورد است. گرچه در بیشتر مواقع نادیده گرفتن این قوانین مشکلی به همراه ندارد، اما به طور کل رعایتش می تواند بسیاری از دردسرهای پیش رو را منتفی نماید.
بر اساس قانون ساعت ۱۴ کوهنوردان ملزم هستند از هرجای مسیر که قرار دارند، حتی نزدیکترین فاصله تا قله به سمت کمپ آخر خود بازگردند. این قانون فصل و ماه نمی شناسد، ارتفاع قله چندان در تغییر آن موثر نیست و برای کم تجربه و با تجربه یکسان است.
گرچه صعودهای بلند عمومن از چارچوب تفکرات منطقی به دورند و میل و علاقه دستیابی به قله موجب می گردد افراد تا سرحد توان رو به بالا حرکت کنند، اما این نادیده گرفتن زمان معمولن عواقب تلخی به همراه دارد!
بدیهی است برای مقابله با این نقصان مهمترین اصل آغاز صعود در نیمه های شب است. زمانیکه سرما در اوج خود قرار دارد، اما کوهنوردان بدلیل استراحت در کمپ انرژی لازم برای مقابله با آن را دارا می باشند و تنها کافی است عزم اولیه را برای خروج از کمپ داشته باشند. بدین صورت در ساعات آغازین طلوع آفتاب که به طور معمول هوای مناسب و کم ابر ارتفاعات را در بر دارد میتوانند خود را به قله برسانند.
بدیهیست در صورت هرگونه مشکل اعم از دشواری مسیر، طولانی بودن راه و پرتعداد بودن نفرات، تیم قادر خواهد بود پیش از ظهر خود را به قله رسانده راه بازگشت را در پیش گیرد.
توصیه- به قانون ساعت ۱۴ احترام بگذارید تا همواره صعودی ایمن را در پیش داشته باشید.
---------------------------
پینوشت:
- نمونه های بسیاری از بی توجهی به ساعت بازگشت یا ساعت ۱۴ در کوهنوردی دنیا مشاهده شده، از آن جمله می توان به فاجعه سال ۱۹۹۶ در اورست اشاره نمود که میل صعود قله موجب شد به رغم گذر از حد تعیین شده برای گروه که همان ساعت ۱۴بود کوهنوردان همچنان به سمت قله حرکت نمایند. پرواضح است در بازگشت به کمپ ۴، خستگی، توفان، باد شدید و سرما و همچنین تاریکی هوا موجب گردید ۸تن از جمله اسکات فیشر سرپرست تیم مونتین مدنس (تیمی که بوکرایف راهنمایش بود) کشته شوند!
- بهار ۹۱دوستانمان در ماناسلو بدلیل تاریکی هوا و بی توجهی به ساعت بازگشت دچار مشکل شدند و متاسفانه دوست خوبمان زنده یاد«جعفر ناصری» در بازگشت از قله بدلیل نامشخص بودن راه و بر اثر سقوط جان باخت.
منبع:کوه قاف.
فصل صعودهای پرحادثه در قره قروم پاکستان به پایان رسید و تمامی کوه نوردان در حال بازگشت به کشورهای خود هستند. فصل ۲۰۱۳ صعودهای قره قروم پاکستان یکی از پرحادثه ترین فصل های تاریخ این کشور به شمار می رود، فصلی پر از حوادث مصیبت بار که از قتل عام بیس کمپ نانگا پاربات تا از دست رفتن چندین کوه نورد را در بر می گیرد که صعودهای موفق بسیار کم اتفاق افتادند.خلاصه حوادث و سایر رویدادهای این فصل قراقروم را در جدول زیر ملاحظه فرمائید:

با تشکر از :گل کوه ، قاجر قروه و آلتای
اگرآنچه انجام میدهید، ناحق باشد، موفقیتی کسب نخواهید کرد! ...
توماس کارلایل
تیم اعزامی گروه کوه نوردی مهر بانک کشاورزی به کشور قرقیزستان - قله لنین (۷۱۳۴متر) در تاریخ یک شهریور 92به میهن بازگشت. لازم به ذکر است تیم اعزامی به دلیل نامساعد بودن شرایط جوی و هوای بسیار متغیر و ناپایدار، با ثبت ارتفاع ۷۰۵۰ متر (ارتفاع قله حدود ۷۱۳۴ متر) به کار خود خاتمه داد.
برنامه اشتران کوه قله سن بران و شب مانی بر قله یادبود مردان بردپیک
ساعات 8 صبح به اتفاق 15 نفر از همنوردان به وسیله یک دستگاه مینی بوس حرکت کرده ساعت 30/10 روستای تیون ،ساعت30/14 گل گل و یک ساعت استراحت و اندک تغذیه ساعت 15 حرکت از گل گل و ساعت 18 چال کبود و پس از 30 دقیقه استراحت و از زیر قیف سن بران ادامه داده ونهایتا ساعت 20 بر فراز قله هستیم...
بر قله فقط جای برپا کردن 1 چادر هست نهایتا 50 متر زیر قله چادر ها رو برپا کرده و استراحت می کنیم.7صبح بیدار شده و پس از عکس گرفتن نهایتا 30/17 به روستای تیون رسیدیم . دوستان همه آماده و سرحال خسته نباشید.

و آیدین ، مجتبی ، پویا
شب مانی از روی قله چادر ها پیدا هستند

۷صبح

غروب خط الرس اشترانکوه

بر فراز قله

غروب خورشید بر فراز قله

هر کجا هستید به سلامت

اینم آقا پوریا گل که بسیار بااخلاق و با انگیزه و جوان و عاشق یادگیری

تجهیزات آقای کمالی برای ارتفاع دقیق قله های گل گل ،سنبران،گل گهر و داستانهای خودش...
نفرات شرکت کننده در برنامه:
1- حمیدرضا زیودار2- عصام ثامری۳- حسین شمس الدینی۴- محمد یار احمدی۵- علی شفیعی6- پوریا امیری۷- خانواده قادر پناه ؛ پسرش به همراه برادر۸- رامین رحمتی ۹- سعید بیرانوند۱۰- خانم بهاروند۱۱- خانم عزیز پور۱۲- شاهین کمالی13- خودم.