معرفی پیشکسوتان کوهنوردی لرستان شهرخرم آباد
بنام ایزد یکتا
عزت فردین متولد 1319 بزرگ شده محله پشت بازار دوران کودکی را در پاسنگر، اشگفت قمری وتپه بختیاری گذراندم علاقه مندیم در همان ایام به کوه و کوهنوردی شروع شد
در سال 1346 در دانشکده افسری شیراز دوره جنگ در کوهستان را با موفقیت گذراندم . اکثر قلل ایران را بارها در فصل های مختلف صعود نموده ام ازجمله دنا – زرد کوه – الوند- دماوند – سبلان – اشتران - هزار – قالی کوه – شیر کوه – علم کوه را صعود نموده ام ، علاقه به رانندگی در بیابان باعث شد که خود را باز خرید کرده و به شغل رانندگی در ماشیتن سنگین و اتوبوس مشغول شوم ، در این دوران بعضی وقتها کار را تعطیل کرده و به کوهنوردی می پرداختم .
قبل از انقلاب به همراه آقای محمد جعفری که دوست و همسایه دیوار به دیوارمان بود همراه ایشان و تعدادی از دوستان دیگرم به کوه مدبه (قاضی آباد) و اکثر جمعه ها را به یافته کوه میرفتیم .و کوهنوردی را به طور سنتی ادامه میدادیم تا اینکه با دوستان همنوردم آقایان قاسم شکیب – ولی الله تلگرافی – حسین بهاروند- حشمت الله شهروان – عباس رضایی- اسماعیل بهاری –محمد حیدری- دانشفر – صادقی زمانی – جبار وحدت –سید عسگر موسوی ؛ شادروانان اسحاق دباغ – اکبر پیریایی – ولی الله کوشکی- حاج حکمت – خانجان بهاروند ، جلسه ای تشکیل و گروهی را به نام یافته ثبت گردید. وطی گزارشی به فدراسیون ثبت گردید.
در ادامه موفق به دریافت کارت مربیگری کوهپیمایی و سپس مدرک مدرسی کوهپیمایی شدم ، در بحث امداد کوهستان و حمل جنازه همنورد مرحوم دکتر حسین علیزاده در سال 1372 در برف و کولاک چال کبود تا روستای بیدستانه ، در صانحه هوایی و سقوط هواپیمای تپلوف در قله قلیچ سفید کوه مرتب شرکت فعال داشته وتوانستیم در این برنامه به همراه آقایان علی اکبر روان شاد - محسن حسنوند و والی زاده جعبه سیاه هواپیما را پیدا و تحویل دهیم.بارها گروههای کوهنوردی را راهنمایی و سر پرستی نموده ،در بحث سنگ نوردی در یافته مسیر سایه 500 متر ، مسیر آفتاب توسط آقای روانشاد و بنده بازگشایی و مسیر مهتاب توسط آقای گلدوست و ثنایی منش و خود بازگشایی شد . در سال 1390 به عنوان پیشکسوت و ورزشکار نمونه از طرف هیت کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان انتخاب و یه جورایی بنده را بازنشسته کردند.
در پایان شعار همیشگی بنده ...هی به خوشی هی به شادی روحیه عالیه عالیه
ایزد نگهدارتان عزت فردین.
چایت را بنوش نگران فردا نباش از گندمزار من وتو مشتی کاه می ماند برای بادها...نیما یوشیج.