توصیه هایی از تجربیات شخصی از آقای بیات
توصیه هایی از تجربیات شخصی در صعودهای زمستانی - قسمت سوم
در دو بخش قبل مواردی خدمت شما سروران تقدیم شد که گرچه همانند ذهن من پراکنده بود اما میتوانست مفید باشد - یادمان باشد استفاده از تجربیات دیگران ارزانترین آموزش و انتقال تجربه به دیگران گرانترین آموزشی است که بهایش را به بهانه ای داده ایم . با بخش سوم در خدمت شما هستم امید که تک تک موارد که کاملا تجربی می باشد برای شما مثمر ثمر باشد و ممنونم از حسن توجه و نظرات ارزشمند شما که قطعا این مطالب رو به دقت پیگیری و با شکسته نفسی - خود را آن یک نفری میدانید که ممکنست این نکات را نداند
با احترام هر سه پست را تقدیم میکنم به زنده یاد پرویز ستوده عزیز که دیگر میان ما نیست اما دست نوشته ها و یادگارهای آموزشی ایشان پیش رویمان است
۴۰- به قول دوست هیمالیانوردم نگذارید دهانتان خالی بماند اگر آدامسی همراه نبود هسته خرمائی که خورده اید در دهان بچرخانید در آن صورت تنفس شما گرم خواهد بود و مستقیم به لوزه ها و ریه نخواهد خورد و از بابی دیگر گلویتان هم خشک نمی ماند و دهان بزاق دارد.
۴۱- شک نداشته باشید که دستکش دو انگشتی بهتر از دستکش پنج انگشتی است (تجربه سه هفته پیش الوند) و البته از جنس پلار عالیست و در عین حال وازلین دست ها فراموش نشود .
۴۲- دوستان عینکی مثل من از بخار کردن عینک کلافه می شوند و ممکن است عینک را از چشم بردارند حتما یک قاب عینک محکم در جیب و دسترس باشد - اگر عینک ما بشکند گاها ممکن است در معرض خطر قرار گیریم و ارتفاع و فاصله را درست تشخیص ندهیم ... بخصوص در مناطق صخره ای و برنامه های چند روز بی بازگشت به نقطه اولیه
۴۳- اگر کسی پشت سرمان است به او بگوئید گاهی یک "یا علی" و یا چیزی بگوید تا مطمئن شوید می آید اگر قرار باشد هر لحظه بایستید و او را چک کنید ممکنست در چرخش دچار خطا شوید و چند سانتی متری منحرف شوید که نهایتا به مقصد نرسید و البته با لحاظ کردن خطر بهمن در مناطقی خاص .
۴۴- در هنگام خواب چراغ پیشانی خود را در جای گرم و مطمئن بگذاریم که به وقتش راحت در دسترس باشد چرا که نیمه شب که بیدار میشویم ممکنست گیج بزنیم و به راحتی پیدایش نکنیم (باطری اضافه فراموش نشود نگوئیم داخل پناهگاه نور هست و همه چیز مهیاست ممکنست یک دفعه همانند من هوس جان پناهی را در ارتفاع بالاتر بکنید و یا بخواهید به کسی امدادسانی نمائید(
۴۵-در مسیرهایی که برف کوبی سنگین دارد ابتدا یک پا را با فشار وارد و برف زیر پا را بکوبیم آنگاه مجددا همانجا پا بگذاریم تا با خالی شدن آن به یک باره دچار افت انرژی بدن و خالی شدن زیر پا نشویم .
۴۶- چنانچه باتوم ما در میان برف گیر کرد و نتوانستیم آنرا با گل برفش بیرون بکشم عجله نکنیم و دور و بر آن را خالی و با احتیاط خارجش نمائیم تا نشکند و فراموش نکنیم قسمت های مختلف باتوم را هنگام تنظیم اولیه را تا انتها خارج نکنیم که راحت بشکند و ضمن رعایت این موضوع گل برف بزرگتری برایش انتخاب کنیم تا روی برف گیر کند -هم زیر نرود و هم برفکوبی ملایمی داشته باشیم
۴۷- چنانچه پای شما در حفره ای گیر افتاد سریع و قبل ازآنکه با برف محکم شود آن را خارج کنید ( فراموش نمی کنم در منطقه الوند داخل یک حفره برفی افتادم خروج از آن کمی سخت شد با خود گفتم کار ساده ایست اما بیکباره دیدم پای من میان برف فیکس شد و باز من بی خیال نشسته ام اما بیکباره سرما باعث انقباض عضلات شد و اگر دیر اقدام میکردم مطمئنا دچار دردسر بزرگتری بود (
۴۸-در کوهستان اگر قصد کمک به کسی را داشتید آن را به قهرمان بازی اشتباه نگیرید بخصوص نسبت به خانم ها(ضعف جامعه ما) که همه میخواهند فردین باشند - بگذارید آنها هم متوجه ضعف تجهیزاتی خود شوند و به فکر رفع نیاز هایشان بر آیند بجای ماهی ماهیگیری یاد بدهید ( قله کرکس دوستی باتومهای مرا گرفت و به خانمی داد - و البته یکی ار باتوم های من از انتفاع ساقط شد(
۴۹- نیمه شب که برای دستشوئی خارج می شوید تمرکز خود را پیدا کنید و آنگاه خارج شوید چه بسا در مه و کولاک جهت را نیابید و چون لباس کمتری به امید بازگشت رود هنگام پوشیده اید محکوم به سرمازدگی شوید .
۵۰- از خوردن غذاهاو تنقلات شور و آب بر اجتناب کنید (تخمه و سویا و ...)که شاید تنبلی مانع برف آب کردن و آب آوردن شود .
۵۱- همیشه رد پاها به جائی که مقصد ماست نمی روند
۵۲- سنگ ها را خوب بشناسیم تا در وقت کولاک و مه شدید راهنمای خوبی برایمان باشند (با ما حرف خواهند زد اگر شنونده خوبی باشیم (
۵۳- مناطق خطر ساز و خطر ناک را خوب بشناسیم و از کسانی در راه بازگشتند و یا تجربه دارند سئوال کنیم ( یخ زده - برف داره و(..
۵۴- یادمان باشد رهرو آنست آهسته و پیوسته رود - نه هر آنکس که گهی تند و گهی خسته رود - با حوصله برویم تا هر جا که وقتمان اجازه داد و نه با عجله ای که تا دو روز قلب ما به حالت عادی برنگردد
۵۵- ندانستن عیب نیست ضعف است - یادمان باشد کوهنورد خوب آن است که وقتی از پناهگاه خارج می شود دل کسی را با خود نبرد و دل و گوش به او بسپارد و بقول مسنر" هیچ کوهی ارزش یک بند انگشت را هم ندارد" پس به توصیه دوستان و رهپویان و پیشکسوتان ارج نهیم و به راهنمائی هایشان گوش فرا دهیم (با آقای برق لشگری عزیز درکلاع لانه بودم به سختی کلاغ لانه را پیدا کردیم بوران بود گفتم آقای برق لشکری اجازه بدی میرم قله الوند... ببینم می رسم ... راه افتادم و... قله را پیدا نکردم و با خود گفتم امروز روز استفاده از تجربه است و نه کسب تجربه ... برگشتم و امروز در خدمت شما هستم - یادمان نرود تجربه ها را کی باید به دست آورد و کی خرج کرد (
۵۶- فراموش نکنیم انسجام تیمی برای نفرات ضعیف قوت قلب است فاصله در تیم نباشد تا ضعیف تر ها به لحاظ روانی کم نیاورند ضمنا انعکاس حرکت تیمی انرژی مثبت در دیگران ایجاد می نماید
۵۷- صعود و فرود و استراحت اینها مراحل صعود ما هستند ... تمام قوای خود را حراج ندهیم بخشی از انرژی را ذخیره داشته باشیم و بدانیم که ممکنست مجددا برای کمک بازگردیم و باید همت کرد و خستگی را بهانه نکرد .
۵۸ - این روزها شنیدن اخبار هواشناسی بی درد سر است اخبار را خوب گوش دهیم و بی گدار به آب نزنیم
۵۹- زیبائی های منطقه فریبمان ندهد پتانسیل و توانائی خود و تیم را دریابیم - وقتی دوربینم را سال ۸۳ در پینایش خط الراس الوند به سرپرستی آقای اولنج در دائم برف جا گذاشتم زنده یاد خلیل از قله دائم به من گفت " برگرد دوربینتو بردار کوه همیشه اینجاست (ای کاش خودش هم میدانست غار پراو همیشه هست و ... روحش شاد ) و فراموش نکنیم کوهستان ماندگار است و ...
۶۰- صعود های خود را برای کور کردن چشم دیگران برنامه ریزی نکنیم - اسیر نامها نشویم - دماوند دماوند است و الوند الوند - هر دو دوست داشتنی و زیبا - اما من کجا هستم - چه امکاناتی دارم - چه توانائی دارم و همراهان من چه کسانی هستند .
۶۱- در انتخاب همنوردان دقت کنیم - برنامه را به هر قیمت و هزینه حضور نیابیم - نرفتیم؟؟ اشکال ندارد - این صعودها و لوح ها به یک کیلو سبزی هم نمی ارزد پس جایی قدم بگذاریم که مایه بزرگی ما شود و نه خواری وذلیلی ... هزینه برنامه را کامل و حتی بیشتر بدهید تا پشت سرتان حرف و حدیثی نباشد ... اگر بیشتر هم خواستند بدهید ... اما دفعه بعد در انتخاب تیم بهتر اندیشه کنید
۶۲- با حسن برخورد و لبخند میتوان حتی بحران یا خطر را بی آنکه کوچک شمرد کوچک کرد و استرس تیمی را کاهش داد .
۶۳- مواظب پارگی تاندون ها و لیگامانها و رباط
ها و ...خود باشیم یادمان نرود رباط صلیبی!!! و فتق شکمی به راحتی حادث می شود و در
سنگ نوردی و یخنوردی بدن خود را تا حد امکان
کش و یا تن به هر کار سنگینی ندهیم ( تجربه
شخصی)
۶۴ برای ثبت یک لحظه در قالب عکس دقت لازم را داشته باشیم تا آخرین عکسمان نباشد
و در پایان :
با هم بخندیم به هم نخندیم
با شوخی و مزاح و نه تخریب تیمی شاد را همراهی کنیم و در صعود های فرا استانی از شوخی با ملیت های گوناگون و مذاهب مختلف اجتناب کنیم ( این ربطی به صعود زمستانی ندارد)
چایت را بنوش نگران فردا نباش از گندمزار من وتو مشتی کاه می ماند برای بادها...نیما یوشیج.