مروری بر هفته امداد در دماوند...جبهه جنوبی بارگاه سوم
بعداز آشنایی دوستان در پلور و حرکت به سمت گوسفند سرا ویک شب مانی در آنجا وحرکت روز بعد به همراه تیم ارمنی که خیلی داشت در کنار بچه های امداد به ایشان خوش می گذشت شب را در بارگاه سوم می مانیم و فردا قرار شد ۵ صبح به اتفاق فواد بهمنی ومحمد الماسی ومحمدتقی یزدانیان و محمد همراهی وعمو کریم حسن پور و خودم مسیر رو تا قله با پرچم نشانه گذاری کنیم پرچم هایی که بر روی آنها نام آراد حک 
شده است (آراد نام پسر آقای قویدل است)
در ارتفاع ۵۲۰۰ چادر امداد رو برپا کنیم حالا از فردا سه نفردیگه به تیم اضافه خواهد شد پزشک تیم آقای سینا ندایی از بچه های خوش فکر و بسیار با اخلاق شیراز وسرکار خانم لیلا پیروی پرستار که بسیار به کارش وارد بود ومهربان و حامد ارشدی از بچه های فدراسیون و هلال احمر به تیم اضافه خواهند شد - صبح ساعت ۵ حرکت را آغاز می کنیم در مسیر از ۵۰۰ متر بالاتر پشت بارگاه شروع به پرچم گذاری در مسیر می کنیم امروز هوا خوب پیش بینی شده ولی سرعت باد ۵۰ کیلومتر بر ساعت نشان داده شده البته بیشتر آن از آبشار یخی به بالا شروع شد...

بچه های امداد از راست قویدل -فواد - سینا ندایی
امسال جنوبی خشک بود ِ اماسرد و منجمد و یخچال بالای بارگاه که اگر کرامپون همراه داشته باشی ِ ایمن تر خواهد بود .....
دماوند، دماوند است ِ شیری خفته که همچنان نفسش می آید و هر آن اراده کند هر آنچه در پیرامونش است را خواهد بلعید ، پس با دم شیر نمی توان بازی کرد ، به قول ظریفی جبهه جنوبی دماوند را مورچه هم می تواند برود که البته درست است ، اما با این تفاوت که ، مورچه وار باید رفت ، گام هایی استوار و در عین حال کوتاه ، گاهی هوس نوشیدنی میکردی و باید برفی آب میکردی و برفکی را به جان می خریدی ، گاهی در این اندیشه که گیریم این بار هم صعود شد ، کدام مشکلت حل خواهد شد ، و گاهی در این اندیشه که اگر صعود نشد مشکلی بر مشکلاتت افزوده خواهد شد ،به ارتفاع ۵۲۰۰ که رسیدیم چادر را برپا کرده و محمد الماسی در چادر می ماند تا در صورت نیاز به امداد رسانی انجام شود ایشان از نجاتگران خوب وبیرجند می باشند...ادامه می دهیم در مسیر در بعضی جاهاسرعت باد بسیار بالا ست طوری که با دستکش دو انگشتی (میلت) من انگشت شصت و اشاره ام سرمازده شد..ودر بعضی جاها سرعت باد با پوشش لباس لایه اول دوم وکت پر و گورتکس واقعا احساس سرمای شدید بهم دست می داد ...کم کم تیم ارمنستان به بچه ها نزدیک می شود و این جای خوشحالی دارد.... ما نیز به راه خود ادامه می دهیم - یواش یواش به تپه گوگردی نزدیک میشویم و بوی گوگرد بد جور تیم را اذیت می کند اندکی استراحت و ادامه میدهیم ساعت ۱ یک را نشان میدهدو مابرفراز قله ایم هوا صاف بود و فقط گوگرد بود و گوگرد (این صعود رو به آقای استادمحمد جعفری پیشکسوت با اخلاق و کوهنورد شهرمون تقدیم میکنم ) بر قله یک بسته دیرک چادر پیدا شد که بعدا مشخص شد برای دوستانی بوده از جبهه شمالی صعود واز جنوبی فرودزده بودند که خوشبختانه صاحب ش پیدا شد و چقدر هم خوشحال شد بعد از گرفتن عکس و فیلم به علت بوی بد گوگرد سریع ارتفاع کم کرده و رو به پایین به راه می افتیم درمسیر برگشت بالای آبشار یخی به بچه های تیم دورود بر خوردیم که با تاخیر حرکت کرده بودند که در ترکیب ایشان خانم واحدی نیز حضور داشت ...
خانم سمیه واحدی بر قله |
که قله را صعود کرده و نام اولین بانوی صعود کننده زمستانه دماوند ازاستان لرستان شهرستان دورود را به خود اختصاص داده...کمی پایین تر درکنار چادر مستقر در۵۲۰۰ اندکی استراحت کرده و تغذیه دو روز بچه ها رو تحویل چادر داده و به اتفاق کلیه دوستان بجز آقا فواد بهمنی و محمد الماسی بقیه به پایین حرکت می کنیم در مسیر به دوستانی که دیر حرکت کرده و احتمال اینکه به شب بر بخورند و مشکل ساز شود تذکراتی از جهت هدف برنامه تیم امداد داده شد که خوشبختانه اکثر دوستان گوش کرده و برمی گشتند ...ساعت ۱۷ را نشان میدهد و مادر بارگاه سوم هستیم...
این پست ادامه دارد.....

چایت را بنوش نگران فردا نباش از گندمزار من وتو مشتی کاه می ماند برای بادها...نیما یوشیج.